قرآن

حفظ قرآن ، حافظ قرآن ، روش حفظ ، کلاس حفظ غیرحضوری

قرآن

حفظ قرآن ، حافظ قرآن ، روش حفظ ، کلاس حفظ غیرحضوری

نکات حفظ جزء 13

نکات مهم برای راهنمایی در یادآوری محفوظات جزء سیزده:  

توجه: مطمئنا دانستن ترجمه ، مفاهیم، تفسیر و شان نزول آیات بهترین راهنما برای یادآوری آیات است ولی راههای میان بری برای خودم در نظر گرفتم که شاید به دردتون بخوره:    

جزء13

*-ص243: هر 3 آیه (65 و 68 و 69) با ولما آغاز می شود .

*-ص247: درآیه 96 جمله  " فلما ان جاءالبشیر" با جمله " فلما جاءه الرسول " در آیه 50 مشابه است .

*- ص 248: ترتیب آیات در این صفحه را بیشتر تمرین نمایید.

*-ص 251: درآیه 16 جمله  " ام جعلوا لله شرکاء خلقوا کخلقه " با جمله  " و جعلوا لله شرکاءالجن و خلقهم و خرقوا  " در آیه 101 سوره انعام مشابه است و بایست با دقت بیشتر تلاوت شود .

*-ص255: آیات این صفحه با آیات صفحه 249 را از هم تمییز دهید.

مفاهیم

*ص243:آیه67: حضرت یعقوب علیه السلام به هنگام سفر برادران به مصر چهار نکته توحیدى مى‏گوید:

اوّل: «ما أُغْنِی عَنْکُمْ»، یعنى من با این سفارش ورود از چند در نمى‏توانم چیزى از مقدّرات خدا را از شما دور کنم.

دوّم: در آیه قبل فرمود: «إِلَّا أَنْ یُحاطَ بِکُمْ»، یعنى مگر آنکه همه شما به گونه‏اى که تصوّر نمى‏کردید گرفتار حادثه‏اى شوید.

سوّم: در آیه‏ى 64 فرمود: «فَاللَّهُ خَیْرٌ حافِظاً».

چهارم: در آیه 67 فرمود: «عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ».

آرى، رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله سراپا توجّه به خدا و توحید دارد، امّا فرزندان یعقوب در سفر تنها مى‏گفتند: «وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» یعنى ما خودمان برادرمان را حفظ مى‏کنیم. در این گفتگوها سیماى موحّد مخلص، با افراد عادّى به زیبایى نشان داده مى‏شود

*ص247: آیات 97 و 98 : فرزندان یعقوب موحّد بودند و به مقام والاى پدرشان آگاه بودند «یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا» آنچه به عنوان «ضلال» به پدر نسبت داده‏اند، مراد گمراهى در عقیده نیست، بلکه گمراهى در تشخیص و علاقمندى او به یوسف بود.

براى ظالم سه روز است: روز قدرت، روز مهلت و روز ندامت.

براى مظلوم نیز سه روز است: روز حسرت که مورد ظلم قرار گرفته، روز حیرت که در فکر چاره‏اندیشى است و روز نصرت در این دنیا یا جهان آخرت.

کسانى که در اثر اشتباه به پدر گفتند: «إِنَّ أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ» بعد از توجّه به اشتباه مى‏گویند: «إِنَّا کُنَّا خاطِئِینَ» در تفسیر مجمع البیان و أطیب البیان آمده است که حضرت یعقوب در انتظار شب جمعه یا سحر بود تا براى فرزندانش دعا کند.

*ص255:آیه 43:

در آخرین آیه مورد بحث (همانگونه که این سوره در آغاز از نام قرآن و کتاب اللَّه شروع شده) با تاکید بیشترى روى معجزه بودن قرآن، سوره رعد را پایان مى‏دهد، و مى‏گوید:" این کافران مى‏گویند تو پیامبر نیستى" (وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا).

هر روز بهانه‏اى مى‏تراشند، هر زمان تقاضاى معجزه‏اى دارند و آخر کار هم باز مى‏گویند تو پیامبر نیستى! در پاسخ آنها بگو" همین کافى است که دو کس میان من و شما گواه باشد یکى اللَّه و دیگرى کسانى که علم کتاب و آگاهى از قرآن نزد آنها است"! (قُلْ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ).

هم خدا مى‏داند که من فرستاده اویم، و هم آنها که از این کتاب آسمانى من یعنى قرآن آگاهى کافى دارند، آنها نیز به خوبى مى‏دانند که این کتاب ساخته و پرداخته مغز بشر نیست، و جز از سوى خداى بزرگ امکان ندارد نازل                        تفسیر نمونه، ج‏10، ص: 254

 شده باشد، و این تاکیدى است مجدد بر اعجاز قرآن از جنبه‏هاى مختلف که ما شرح آن را در جاهاى دیگر مخصوصا در کتاب" قرآن و آخرین پیامبر" داده‏ایم.

بنا بر آنچه در بالا گفتیم منظور از مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ، آگاهان از محتواى قرآن مجید است.

ولى بعضى از مفسران احتمال داده‏اند که اشاره به دانشمندان اهل کتاب باشد، همانها که نشانه‏هاى پیامبر اسلام ص را در کتب آسمانى خویش خوانده بودند، و از روى علاقه و آگاهى به او ایمان آوردند.

ولى تفسیر اول صحیحتر به نظر مى‏رسد.

در بسیارى از روایات آمده است که منظور از مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ على بن ابى طالب ع و ائمه هدى است، که در تفسیر نور الثقلین و برهان این روایات جمع آورى شده.

این روایات دلیل بر انحصار نیست و همانگونه که بارها گفته‏ایم اشاره به مصداق یا مصداقهاى تام و کامل است و در هر حال تفسیر اول را که ما انتخاب کردیم تایید مى‏کند.

سزاوار است در اینجا سخن را با روایتى که از پیامبر ص نقل شده پایان دهیم.

ابو سعید خدرى مى‏گوید از پیامبر درباره قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ (که در داستان سلیمان وارد شده است) سؤال کردم فرمود:

ذاک وصى اخى سلیمان بن داود:

" او وصى و جانشین برادرم سلیمان بود" عرض کردم قُلْ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ از چه کسى سخن مى‏گوید و اشاره به کیست فرمود:

ذاک اخى على بن ابى طالب:

" او برادرم على بن ابى طالب است"

پروردگارا درهاى رحمتت را بر ما بگشا و از علم کتابت به ما ارزانى دار.

بار الها! آن چنان در پرتو آگاهى به قرآن قلب ما را روشن و فکر ما را توانا کن که از تو، به غیر تو نپردازیم و هیچ چیز را به خواست تو مقدم نشمریم و در تنگناى اغراض شخصى و تنگ‏نظرى‏ها و خودبینى‏ها گرفتار نشویم و در میان بندگانت تفرقه نیندازیم و انقلاب اسلامى خود را به پرتگاه خطر نکشانیم و مصالح اسلام و قرآن و ملت مسلمان را بر همه چیز مقدم بشمریم.

خداوندا! آنها که این جنگ خانمانسوز و ویرانگر را که حکام ظالم عراق به تحریک دشمنان اسلام بر ما تحمیل کرده‏اند از خواب غفلت بیدار کن و اگر بیدار شدنى نیستند نابودشان فرما و به ما آن آگاهى در پرتو کتابت معرفى کن که براى پیروزى بر دشمنان حق و عدالت از همه وسائل مشروع و ممکن استفاده کنیم- آمین یا رب العالمین

ص258:آیه 22: و (چون کار کیفر و پاداش به اتمام رسد) شیطان (از روى ملامت به دوزخیان) گوید: همانا خداوند به شما وعده داد وعده راست و من به شما وعده دادم ولى با شما تخلّف کردم، من بر شما تسلّطى نداشتم، جز آن که شما را دعوت کردم و شما (به میل خود) استجابت کردید. پس مرا ملامت و نکوهش نکنید، و خود را سرزنش کنید. (در این روز) نه من مى‏توانم فریادرس شما باشم، و نه شما فریادرس من.

من از اینکه مرا پیش از این شریک خدا قرار داده بودید بیزارم. قطعاً براى ستمگران عذاب دردناکى است.

نکته‏ها)گناهکار در قیامت دست و پا مى‏زند تا براى خود شریک جرم پیدا کند و انحراف خود را به گردن دیگران بیندازد. گاهى مى‏گوید: دوست بد مرا منحرف کرد. «لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ» «1» گاهى مى‏گوید: رهبران فاسد مرا فاسد کردند. «لَوْ لا أَنْتُمْ لَکُنَّا مُؤْمِنِینَ» «2» گاهى شیطان را ملامت مى‏کند و او را عامل گمراهى خود مى‏داند، امّا شیطان مى‏گوید: مرا سرزنش نکنید، «فَلا تَلُومُونِی» ... من جز وسوسه و دعوت کارى نداشتم. انحراف از خود شما بود.

تسلّط نداشتن شیطان بر انسان، هم مورد تأیید خداوند است و هم خود شیطان به آن اقرار دارد. «إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ» «3» تو بر بندگان خالص من تسلطى ندارى. در این آیه نیز مى‏گوید: «ما کانَ لِی عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ»

پیام‏ها(1 وعده‏هاى الهى، حقّ و مطابق با واقع است. «وَعْدَ الْحَقِّ» 2 شیطان با وعده‏هایش انسان را فریب مى‏دهد. «وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ» چنان که در جاى دیگر آمده: «یَعِدُهُمْ وَ یُمَنِّیهِمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلَّا غُرُوراً» «4» 3 شیطان، انسان را مجبور نمى‏کند، بلکه وسوسه و دعوت مى‏کند. «دَعَوْتُکُمْ» 4 حتّى شیطان، انسان فاسد را سرزنش مى‏کند. «لُومُوا أَنْفُسَکُمْ» 5 ملامت یکى از دلایل آزادى و اختیار انسان است «فَلا تَلُومُونِی وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ» زیرا انسان مجبور ملامت ندارد.

6 گناه خود را به گردن شیطان نیندازیم. «فَلا تَلُومُونِی» 7 در قیامت رابطه‏ها قطع مى‏شود. «ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ» (رهبران باطل و پیروان آنان از یکدیگر بیزارى مى‏جویند. شیطان به پیروانش مى‏گوید: «إِنِّی کَفَرْتُ بِما

أَشْرَکْتُمُونِ» و پیروان گمراه نیز به رهبران خود مى‏گویند: اگر براى ما فرصتى پیش آید و به دنیا برگردیم ما نیز از شما بیزارى خواهیم جست. «لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَما تَبَرَّؤُا مِنَّا» «1») 8 اطاعتِ غیر خداوند شرک است. «أَشْرَکْتُمُونِ» 9 استجابت دعوت‏هاى شیطانى، ظلم به خود و مکتب است. «إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.